1
  • ۰۷ اسفند ۱۳۹۶
  • ۷:۱۹

حلقه یأس

سرمقاله روزنامه واقعه – دوشنبه ۷ اسفندماه
به قلم محمدصادق طاهری – مدیرمسئول روزنامه واقعه

حلقه یأس
وقتی دو موتوره ی ATR72 به دنا برخورد کرد و ۶۶ هم وطن، تا ابدیت سفر کردند، و وقتی معلوم شد یکی از مسافران از پرواز جا مانده، بلافاصله حلقه ی یأس دست به کار شد تا کام ملت را در هنگامه ی سختی، تلخ تر کند. داستان سرایی کردند که … بعله… مسافری که از هواپیما جامانده، صبح زود کت و شلوارش را پوشیده، ادکلن زده، تبلتش را روشن کرده، دیده هوای دنا خوب نیست!! کت و شلوارش را درآورده، راحت روی تخت خوابیده و سفر را به روز بعد موکول کرده است!
بعد نتیجه گرفتند… چرا این آدم نباید در برج مراقبت، استخدام شود تا به آنها که ردیف جلوی میزها نشسته اند، آموزش دهد، که این است رسم سرای بروج!
زمان گذشت و امدادگران برای انتقال اجساد عزیزان از دست رفته به توقف گاه پایین قله ی چهارم دنا واقع در ۴۰۰۰ متری دره « نُوقول» هلی برد شدند. دو روز کار کردند، اجساد را جمع آوری کردند اما … در میانه ی راه، طوفان شدید، مانع کار شد و مدیریت امداد، برای آنکه فاجعه ای دوباره، این بار با قید خواسته، تکرار نشود، امدادگران را بالا کشید و عملیات را تا مناسب شدن آب و هوا متوقف کرد. غافل از آنکه حلقه ی یأس، گوش به زنگ منتظر است تا حرف مفت بزند. آن هم حرفی در تضاد با زِر قبلی!
… آخه این چه وضعی است… این چه امدادی است، این چه اوضاعی است که نتوان جنازه ۶۶ نفر را بعد از چند روز پایین آورد… هوا خراب است… باشد! با از این بدترش هم
می توان کار کرد! می توان در میان کولاک و باد شدید و بارش برف سه متری و فارغ از سقوط بهمن، هلی برد کرد. و… این همان آدم و همان تایپی بود که در صدها کانال و گروه در فضای مجازی، سخن از هواشناسی تبلتی و ضرورت توجه به تغییرات جوی و درآوردن شلوار و خوابیدن روی تخت کرده بود.
… پیش آمدها، پیش می آیند و متولیان امر باید از پیش، برای پیش نیامدن این حوادث فکری بکنند. کما اینکه در چند سال اخیر روند وقوع این گونه وقایع سیر نزولی داشته و ان شاءالله در یک نقطه، متوقف خواهیم شد، اما… براستی باید از بابت شرف ضعیف آن حلقه ی یأس، تاسف خورد… که فقط منتظرند اتفاقی بیفتد تا امواج ناامیدی را در روح و جان این ملتِ دردمند جاری کنند. آدم هایی که اگر مثل قدیمی ها نگوییم سر در آخور بیگانه دارند، حداقل باید گفت بیمارند و مار دارند! آیا حرف دیگری می توان زد!
چرا… می توان زد… می توان به مردم گفت این حلقه را برای همیشه از ذهن خود خارج کنند. این طور زندگی قشنگ تر خواهد بود. امتحان کنید!

Share This Post

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات
  • Unddddtitled-1
  • 50G news
  • 5.26
  • تلگرام
  • 1
  • تبلیغ واقعه
پیشخوان خبر/صفحه۱
1
پیشخوان خبر/صفحه ۲
2
پیشخوان خبر/صفحه۳
3
پیشخوان خبر/صفحه۴
4

یادداشت ها

  • پربیننده ترین ها